پرويز اذكائى

83

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )

ماست ] ، از طرف ديگر در يونان ، دينى است كه حتى در نظر بزرگان فكر يونان چيزى جز افسانه‌اى مخالف با عقل و اخلاق نيست ؛ و بيش از آنكه تشويش جاودانى عقل و جان را تسكين بخشد ، مايهء افروختن قريحهء شاعران هزل‌سراست . از يك طرف ، در ايران ، ايزدانى چندان مجرّد است كه حتّى مجسّم ساختن آنها ناممكن و بىفايده است ؛ از طرف ديگر ، در يونان ، خدايانى است از گوشت و استخوان برآمده ، كه دل از هوا و هوس در سينه‌هايشان مىتپد ، و به هنر نيرو مىرسانند . . . ؛ از يك طرف در ايران ، جهانى است آن اندازه از مادى و دنيوى بريده كه مثال الهى تجسّم خود را جز در آتش نمىيابد ؛ و پرستشگاهى جز همان آتشدانى كه آتش در آن مىسوزد ندارد . . . ( اينك ) جاى آن نيست كه نكات برجستهء حكمت مزدايى مورد بحث شود ، ولى بعض فقرات از اوستا مىتواند روح آن حكمت را مجسّم سازد : « اى زردشت ! براى دست يافتن به گنجينه‌هاى جهان مادى ، خود را از جهان معنوى منحرف مكن . چه آن كس كه معنى و فكر را حقير شمارد ، روح و حقيقت و نور آسمانى را از كف داده است . . . ، « حكمت راستين و كارهاى آن بيرون از گفتهء آسمانى ، نه توسّط روح ادراك مىشود ، و نه با انديشه قابل بيان است . . . ، « بزرگترين و بهترين و زيباترين بخشش‌ها كار انسان نيكوكارى است كه حقيقت را مىآموزد و در جستجوى خرد مقدّس است . » « 1 » بايد افزود كه در « ورشت مانسريك » ( فرگرد 21 ، بند 20 ) ، زردشت را بانى فلسفه در جهان دانسته است . « 2 » بارى ، دانشمندان بزرگى از « دين جهانى زردشتى » و تأثيرات عميق و وسيع آن سخن گفته‌اند ، ليكن قبل از اشارتى به آن تأثيرات ، ضرورى است كه از دو مكتب اساسى فلسفى يا دو جريان مهم فكرى در دين‌گروى ايرانيان باستان ياد كرد ؛ آن دو گرايش خود ناشى از نگرهء دو بن همستار در عالم كون و مكان است . در تاريخ فلسفهء غرب نيز پيوسته از دو مكتب اساسى همستار دم زده‌اند ، يا به عبارت ديگر از دو آمادگاه بزرگ فكرى - فلسفى كه به نام‌هاى « مينوگرايى » ( idealism ) و « گيتىگرايى » ( materialism ) بسيار مشهور و مصطلح است . مكتب فلسفى منسوب به دين زردشتى - كه خداى برين مورد اعتقاد آن « اهورامزدا » ست - همانا مينوگراست . اما مكتب فلسفى گيتىگرا منسوب به

--> ( 1 ) . يونانيان و بربرها ( ترجمهء استاد احمد آرام ) ، 2 / 214 - 215 . ( 2 ) . The Dinkard , vol . xvlll , p . 39 .